| خلاصه داستان: |
 |
| لستر مردی ميانسال است که زندگی خانوادگی او بعلت داشتن همسری ناشايست به اسم کارولين و دختری سرکش به اسم جين دچار بحران شده است. کارولين مشغول عشق بازی با فردی تاجر به اسم بودی کين است و جين نيز عاشق ريکی پسر همسايه شان است شده است. ريکی پسری عجيب است که هم در کار فروش دارو و هم تهيه فيلم مستند می باشد و پدری سخت گير دارد. زندگی لستر زمانی دچار تغيير می شود که دوستف دخترش را که دختری جذاب به اسم آنجليا است را ملاقات می کند و می کوشد تا به نوعی توجه او را بخود جلب کند. آنجليا دختری است که همواره می کوشد در مورد روابطش لاف بزند. اما با اين ملاقات دردسرهای لستر افزايش می يابد… |
| |
|